تبليغاتX
BOUTIGHA-ARCHITECTURAL TEORY { intTimeZone=12642; strBlogId="boutigha"; intCount=-1; strResult=""; try { for (i=0;i1) strResult=intCount + " نظر" ; strUrl="comments/?blogid=" +strBlogId + "&postid=" + lngPostid + "&timezone=" + intTimeZone ; strResult ="" + strResult + " " ; document.write ( strResult ) ; } function OpenLD() { window.open('LinkDump.aspx','blogfa_ld','status=yes,scrollbars=yes,toolbar=no,menubar=no,location=no ,width=500px,height=500px'); return true; }
معماری و شهر سازی

كريدور حمل و نقل بين المللي شمال –جنوب مهمترين حلقه اصلي اتصال ترانزيتي كالا بين اروپا –آسيا به شمار مي رود وبخش مهمي از آن از خاك ايران مي گذرد. اين مسير نسبتاً سريعتر و ارزانتر از ساير مسيرهاي قديمي و سنتي كانال سوئز مي‌باشد موقعيت ممتاز جغرافيايي و نقش محوري و برجسته و ثبات سياسي و اجتماعي ايران در كريدورشمال – جنوب و قرار گيري منطقه پيشنهادي در اين محور مي‌تواند انزلي را بعنوان منطقه آزاد تجاري توجيه پذير نمايد. و اين در حاليست كه ايران بلحاظ فاكتورهاي ممتاز ومطرحه در موافقتنامه امضاء شده وزراي حمل ونقل ايران و روسيه و هند بعنوان كشور امن مطرح و به همين دليل نيز دبيرخانه مقدماتي كريدور شمال – جنوب در ايران تاسيس گرديده است . از جمله ويژگيهاي ديگر كريدور شمال – جنوب كوتاهي مسير كاهش هزينه‌هاي حمل و نقل تا ميزان 40% طبق برآورد كارشناسان و مشاوران پيشنهاد دهنده طرح منطقه آزاد انزلي و صرفه جويي در زمان حمل ونقل چند وجهي درياي، زميني، هوايي ، ريلي را ميتوان نام برد و از سوي ديگر اين كريدور با تقاطع‌هاي متعددي همچنين گذرگاههاي مختلف موجود بين آسياي ميانه و اروپا ميتواند موجب توزيع مبادلات شمال – جنوب در حوزه شرق و  غرب گردد. خوشبختانه در 12 سپتامبر سال 2000 ميلادي سند موافقنامه كريدور شمال – جنوب بامضاء وزراي حمل ونقليه كشور جمهوري اسلامي ايران – روسيه و هند رسيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/13ساعت 2:5   M.Karimi  | 

نويسنده متن :محمدامين ميرفندرسكي

 باغ ايراني نتيجه تلاش انساني در ايجاد محيطي مساعد با عناصر طبيعي در گستره طبيعت است. عناصر طبيعي بر اساس داده ها و شاخص هاي بي شمار ذاتي و پنهان خود به وجود مي آيد. مشاركت عناصر در تركيب و ايجاد محيط مساعد، هر چند مشروط عوامل مشخص به خود مي باشد، در كل اتفاقي است؛ يعني، رويدادي است بدون قصد انساني كه بدون نظم معيني رخ كرده است. تكرار اتفاق ها طبيعت را شكل مي دهد، اما انسان، در شكل دادن به محيط مساعد جاي اتفاق را به "خواست" تبديل مي كند. "خواست" پديده اي است تاريخي، بنابر اين، متغير و هدفمند است. "خواست" به مثابه اداره آگاه با هدف دگرگون كردن محيط نامساعد در ايجاد باغ متكي به قدرت و تصميم، مهارت، دانش و پاكي روان سازندگان اش، به طور هدفمند، تابع وضعيت طبيعي، عمل مي كند.طبيعت با تمام قدرت و توانايي اش تمام شرايط ضروري هستي را آماده كرده، و در آن شرايط ضروري عوامل قاطع در رايند ظهور پديده ها و همچنين شكل يابي زندگي و محيط زيست در كار مي باشد. بنابر اين، باغ ايراني به مثابه باز توليد طبيعت نيست، لكن عوامل قاطع واقعيت هاي ناپيداي طبيعت را به كار مي گيرد. و نظم لازم را در بيعت بدون نظم به وجود مي آورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/03ساعت 1:24   M.Karimi  | 

مجموعه مقالات كنگره معماري و شهرسازي ـ جلد سوم
سازمان ميراث فرهنگي كشور ـ 1376
نويسنده متن :ثريا بيرشك

 كتاب اول: از آغاز تا آخر دوره سلجوقيان
پيشگفتار
مقاله‌اي كه اكنون پيش‌رو مي‌باشد چكيدة مطالعات و تحقيقات مفصلي است كه چگونگي روند شكل‌گيري و توسعه فيزيكي فضايي يكي از شهرهاي با هويت و ارزشمند تاريخي ايران يعني كاشان را بيان مي‌نمايد.
روش تحقيق و مطالعه بدين ترتيب بوده است كه در مقاطع مختلف تاريخي از قبل از اسلام تا قرن اخير به تفكيك دوره ها و با توجه به نظام اقتصادي اجتماعي و فرهنگي جامعه رفت شكل فيزيكي و كالبد شهر ديده شده و تاثير متقابل كليد عوامل توسعه علاوه بر شرايط فيزيكي شهر در هر دوره پس از انجام مطالعات و تحقيقات اقتصادي اجتماعي و فرهنگي آن دوره با توجه به رويش شهر تا دورة قبلي طراحي شده و عناصر شهري مربوط به هر دوره يا بهتر بگوييم آثار با ارزش معماري و شهرسازي هر دورة تاريخي در جايگاه خود در كالبد شهر قرار گرفته است.
با توجه به مطالب فوق خلاصه نمودن چنين مطالعه‌اي از نظر محقق كليه موارد را با ارزش هاي خاص و متفاوت در مطالعات و تحقيقات انجام شده، مطرح نموده، مسلماً كار آساني نبوده و در برخي موارد ضرورت حذف مطالب يا مختصر نمودن آن را به جهت طولاني شدن مقاله ايجاب نموده است. .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/03ساعت 1:7   M.Karimi  | 

نويسنده متن :حسن اصانلو

از نظر فقه‌الغه يا FILOLOGY كلمه باغ در ايران معني GIAKDINO ايتاليايي يا انگليسي را نمي‌دهد. وقتي باغ رنسانس غربي يا باغ انگليسي را با باغ ايراني مقايسه مي‌كنيم متوجه مي‌شويم كه اين دو باغ يعني باغ در كانسپت شرقي (ايران اسلامي) با باغ غربي تفاوت فاحشي از نقطه نظر عقبه فرهنگي دارد.
كلمه باغ در دوره سلجوقيان وارد مقوله زبان فارسي گرديد. همانطوري كه مساجد چهار ابواني، مدارس چهار ايواني، كاروانسراهاي چهار ايواني و چهار باغ از بدعت‌هاي اين قرن مي‌باشند و سلجوقيان با تشكر از ميراث فردوسي المانهاي ساساني را از نو در ايران احيا نمودند و مي‌توان به چرأت ادعا كرد كه سلجوفيان پلي بين تمدن ساساني و تمدني كه بعدها نام اسلام گرفت بودند. راجع به باغ هاي قبل از اسلام اطلاعات چنداني در دست نيست و تمام مستندات ما برگرفته از اوستاـانجيلـكتاب مقدس و ادبيات كهن ميباشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/03ساعت 1:2   M.Karimi  | 

توسعه سریع شهرهای ایران، مشکلاتی را در پی داشت که مدیران شهری را گرفتار خود نمود. این گرفتاری موجب شد مجریان کیفیت را در مقابل انبوه مشکلات ملموس کمّی، فراموش کنند. لذا مجریان امر به دنبال مسائلی مانند سرانه، تراکم، کاربری های غیرمسکونی و .... رفتند که بازتاب آن کمی محسوس می باشد و در پی آن مسائلی چون فضاهای شهری، جداره ها و سیمای بصری و لذت بردن از این فضاها از نظرها پنهان ماند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت 16:35   M.Karimi  | 

 سيامک پناهی(عضو هيئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر و دانشجوی دوره دکترای معماری)

معماري و سينما هر دو به ايجاد فضا و روح زندگي ميپردازند و در فرآيند ادراك فضا، هر دو هنر به اصول مشتركي پايبندند. مصالح معماري عموما مادي و واقعي است و مصالح سينما صوري و خيالي … اگرچه در معماري هاي اخير نيز مواردي از قبيل فرا سطح ، فرا فضا و واقعيت هاي مجازي ، معماري نيز زاه پر پيچ و خم خيال و تصور را به سختي مي پيمايد و وجوه مشترك معماري و سينما در استفاده از ابزار نوين ديجيتالي براي عينيت بخشيدن به تصورها و تجربه هاي ما از فضاي شهري نيز بر هيچ كس پوشيده نيست.

 وقتي معماري به عنوان عام ترين شكل هنر با سينما ارتباط برقرار ميكند، جذاب ترين پيوند هنري رخ مي دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت 16:29   M.Karimi  | 

واژه رمانتیک از زبان فرانسه اخذ شده است. آن گونه که از واژه استنباط می شود معرف یک پدیده فرهنگی است که در ادامه سنت کلاسیک آمد.  رومانتیک یعنی گرایش به مسائل رومانتیک (خیالی و غیرواقعی )  و مراداز آن شیوه ایی است که به ضدیت با مبانی فلسفی سیاسی و هنری کلاسیک در اروپا بوجود آمد.در مقابل هنر و ادب كلاسيك كه مبتني بود بر رسميت، سنت، تعادل، موازين منضبط بلندي مضمون تسلط بر نفس, تعهد به ايمان و اخلاق، حرمت عشق، اندازه ‌داري، بيان فاخر والامنشي و قهرمان پرستي ; هنر و ادب رومانتيك آزادي تخيل، فرديت هنري , قالب شكني , شور و هيجان رويا و راز سستي و دردمندي، غمخواري زيردستان، گزينش مضامين عادي و بيان عادي, شهرگريزي و روستاپرستي و برتر از همه چيرگي احساس به عقل را بيان گذارد. یا به عبارت دیگربحثهاي پرشور درباره‌ ( خير) ‌و( شر) در زندگي و هنر و نهادهاي اجتماعي زمينه‌ فكري رومانتيک را تشكيل مي‌دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت 16:15   M.Karimi  | 

ما اساسا با نگاهی تازه جهان را می نگریم و پرسش های فرارویمان ، در گوهر خود ، با هر پرسش پیشین متفاوت اند؛ زیرا به گونه ای ژرف و بنیادین  بی پاسخ  هستند ... نه علم ما علم است و نه فلسفه  ما فلسفه، و اگر این واژگان را به این سهولت به کار می بریم ، از سر ناگزیری ست .        ژان فرانسوا لیوتار                                          

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت 16:3   M.Karimi  | 

     شهر سلطانيه در 30 كيلو متري جنوب شرقي شهر زنجان و در 54 كيلو متري ابهر قرار دارد . اين محل طبق كتيبه هايي كه از پادشاهان اشور به دست امده در قرن هشتم قبل از ميلاد محل سكونت طايفه جنگ اور ساكاراتي ها بوده و درعهد فرمانروايان ماد به اسم " اريباد " خوانده ميشده است. و پارتها ان را به نام نخستين پادشاه خود " ارساس " ناميدند.

     از تاريخ سلطانيه تا حمله مغول اطلاع دقيقي در دست نيست. ليكن لازم به تذكر است تا پيش از تسلط مغول سلطانيه به نام " نيز اگامبي " و " شروياز " معروف بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت 15:59   M.Karimi  | 

پروژه روانشناسی محیط - کارشناسی ارشد معماری 

استاد :خانم دکتر دانشگر مقدم

 نگارش:مرتضی کریمی

چكيده:

معماري ايراني با پيشينه چند هزار ساله ، داراي دو نظام كلي آموزش بوده است. يكي از اين دو نظام، آموزش سنتي معماري است كه ريشه در قرون و اعصار دارد و انتقال اطلاعات و مفاهيم در آن به صورت سينه به سينه و مريدي و مرادي انجام پذيرفته و نظام دوم با ظهور مدارس معماري در ايران و تحت عنوان نظام آموزشي آكادميك و كلاسيك مطرح گرديده است. آموزش معماري در گذشته و در نظام اول ،در دل فرهنگ و معماري و در ارتباط تنگاتنگ با موضوع قرار داشته و امروزه در نظام دوم دانشكده هاي معماري و شهرسازي صورت مي پذيرد. در اين مقاله سعي بر آن شده تا با معرفي ويژگي هاي حاكم برمحیط متقدم معماري در كشورمان در سه نمونه از مدارس معماري كه در دل بافت هاي كهن و با ارزش شهري و در زير سقف نمونه هايي از معماري غني ايراني و اسلامي به فعاليت مي پردازند، به نقد و بررسي ميزان تاثير و تاثر فضا(دانشجويان، اساتيد، و فضاي آموزشي) بريكديگر بپردازد و با نگاهي برخصوصيات و ويژگي هاي لازم فضاي آموزشي معماري ،به نوعي جمع بندي و نتيجه گيري در قالب تبيين معيارهايي چند در رابطه با انتخاب فضاي آموزش معماري دست يابد.اگر چه كه هر عنصر يا فضاي معماري در طي زمان و با عملكرد خويش و با خاطراتي كه از اذهان نقش مي بندد، مداوماً در حال تحول بوده و معاني جديدي از آن در خاطر جامعه شكل مي گيرد اما ايجاد كالبد فيزيكي آن از نقطه اي با عنوان احساس (يا بيان) نياز آغاز شده و در نقطه اي با نام «هنگام آماده شدن براي بهره برداري» به پايان مي رسد. اين دوره مشتمل بر دو مرحله اصلي «طراحي و ساخت» است كه هردوي اين مراحل نيازمند آموزش بوده و در دوران حاضر، مباني اصلي آن در دانشگاه هاي معماري تدريس شده، و ممارست و تجربه و شرايط مختلف بر تحول(غنا يا افول) آن تاثير مي گذارد، و در واقع نقش فضاي فكري آموزش در استحكام مباني فكري معماران نقشي شايان توجه مي‌باشد. از ميان اين دو مرحله، نسبت به مرحله ساخت كه بيشتر(و نه كاملاً) امري فني و تكنيكي است. مرحله طراحي به دليل وابستگيش به وجوه فلسفي و هنري و علمي و فرهنگي و تاريخي از اهميت شايان توجهي برخوردار مي باشد. به عبارت ديگر بعد معنايي و معنوي طراحي معماري وجه بنياديني است كه از جهان بيني طراح تاثير پذيرفته و با فضايي كه خلق مي كند در تحولات فكري و روحي و فرهنگي و  رفتاري جامعه نيز ايفاي نقش مي نمايد.

 

واژه هاي كليدي:

فضاي آموزش معماري،پرديس هاي دانشگاهي ، جهان بيني، فرهنگ، جامع


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت 15:50   M.Karimi  | 

بحث امروز ما در مورد «فرديت و فضاي مدرن» است. منظور از «فرديت» نحوة شکل‌گيري سوژة مدرن در مقام فرد و شهروند است. منظور از «فضاي مدرن» قلمرو اجتماعي، سياسي و اقتصادي است که «فرديت شهروندي» و يا بهتر است بگوييم «شهروند فرديت يافته» در آن شکل مي‌گيرد. پس مسئلة اصلي ما در اينجا فهم رابطة فلسفي و اجتماعي ميان دو مفهوم «شهر» و «فرد» و بررسي واقعيت تاريخي آن است. در حقيقت مي‌توان گفت که اين «شهر» است که «شهروندان» را شکل مي‌دهد و اين «شهروندان» هستند که «شهر» را ايجاد مي‌کنند. به قول شکسپير «اين مردن هستند که شهر را تشکيل مي‌دهند» يعني زماني‌که ما در مورد ساختار شهري و تحول فضاهاي شهري در طول تاريخ صحبت مي‌کنيم،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت 15:44   M.Karimi  | 

(بررسي‌ آراي‌ آنتوني‌ گيدنز)

نسرين‌ پورهمرنگ‌

وقتي‌ سخن‌ از جايگاه‌ و موقعيت‌ مدرنيته‌ به‌ ميان‌ مي‌آيد بسياري‌ را عقيده‌ بر اين‌ است‌ كه‌ مدرنيته‌ همانند بسياري‌ ديگر از پديده‌ها كه‌ امروز با آنها سر و كار داريم‌ پديده‌يي‌ غربي‌ است‌ اما آنتوني‌ گيدنز چنين‌ عقيده‌يي‌ ندارد. وي‌ مدرنيته‌ را يك‌ پروژه‌ي‌ غربي‌ مي‌داند نه‌ يك‌ پديده‌ي‌ غربي.    گيدنز يكي‌ از ويژگيهاي‌ مدرنيته‌ را خصلت‌ رئاليسم‌ تخيلي‌ يااتوپيايي‌ آن‌ مي‌داند؛ پيشگويي‌ آينده‌ با تحليل‌ نهادهاي‌ موجود فعلي، پنجره‌ي‌ مدرنيته‌ همواره‌ رو به‌ آينده‌ گشوده‌ است.    گيدنز در مقاله‌يي‌ با عنوان‌ «مقدمه‌يي‌ بر تحليل‌ نهادين‌ از مدرنيته» نوعي‌ تلازم‌ زماني‌ و مكاني‌ براي‌ مدرنيته‌ قائل‌ است‌ كه‌ البته‌ واقعيتي‌ قابل‌ ترديد نيست. او اين‌ تلازم‌ زماني‌ و جغرافيايي‌ را از ويژگيهاي‌ عمده‌ي‌ مدرنيته‌ در دوره‌ي‌ آغازين‌ مي‌داند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت 15:41   M.Karimi  | 

Directed:Joseph Tailer

Abstract:

While in developed countries, the cost of providing dwelling consists 15-20 percent of average income of family, but this proportion is 50 and sometimes 100 percent in Iran.

This problem has caused, all of people tend to buying dwelling and it had change to a capital goods to balance this problem , the government had administered politics, such as giving Land, organizing of cooperative societies of swelling, making dwelling, giving load and policy of saving money, making large number house and reducing in small. This article, in the interim of study above politics and compare them with other countries, investigate the reasons of those problems and gives sqution to them.

Keywords: Dwelling, policies, saving, reducing in small


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/15ساعت 18:9   M.Karimi  | 

معماری ايران از اواخر دوره قاجار و شروع دوره پهلوی دچار هرج و مرج و آشفتگی شد در اين دوران ما شاهد احداث همزمان ساختمانهايی هستيم كه هر كدام بيانگر يكی از مكاتب فكری دوره هايی مشخص از تاريخ ايران هستند :

كاخ مرمر به تقليد از معماری سنتی و عمارت شهربانی كل كشور به تقليد از تخت جمشيد و ساختمانهای بلديه ( شهرداری ) و پستخانه به شمال و جنوب ميدان امام ( سپه ) به تقليد از معماری نئوكلاسيك فرانسه ساخته شدند . در اين دوره تلاش می شد كه پيوندی بين سه طيف فكری به وجود آيد : ساختماهای وزارت امور خارجه ، اداره پست ، صندوق پس انداز بانك ملی را در واقع می توان به عنوان نمونه اين گونه ساختمانهای التقاطی نام برد . اين گرايشهای متفاوت و بعضا متضاد در معماری اين دوره ناشی از اختلاف در گرايشهای سياسی و ايدوئولوژيك اين عصر از تاريخ ايران است كه ريشه در جريانهای عقيدتی - سياسی اواخر دوره قاجار و اوايل دوران پهلوی دارد . جريانهای مذكور را می توان به سه دسته تقسيم كرد :

گروه اول ، سنت گرايان ، كه اساس تفكر سياسی و بينش دينی آنها هماهنگی دين با سياست و احياء و توسعه سنتهای هزار ساله جامعه ايرانی بود . پرچمداران اين نهضت در آن برهه از زمان شيخ فضل الله نوری بود و بعد از ايشان سيد حين مدرس ادامه دهنده راه وی گشت .

 

گروه دوم ، غرب گرايان ، كه اساس ذهنيت آنها ، به گفته تقی زاده ، بر تقليد از فرق سر تا انگشت پا از غرب در همه شئون اقتصادی ، اجتماعی ، سياسی بود . هسته اصلی اين گروه را تحصيل كردگان ايرانی تشكيل می دادند كه تازه از اروپا به ايران برگشته بودند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/11ساعت 18:16   M.Karimi  | 

(نوشته دکتر منوچهر فروتن)

 

ساختار فضا

فضا يکی از سرراست ترين نمادهای هستی است. ازلی ست و همه جا گستر، و در کيهان شناسی اسلام «مقام» نفس کل را داراست. انسان سنتی گرايش به طرز دريافتی دارد که تعبييری ماورائی از زندگی ارائه می دهد، تعبييری که از همة بينش ظاهری در می گذرد و به فراسوی آن می رود. اين طرز دريافت، يا تعبيير آغازين، در تمامی بينش های آدمی تأثير می نهد چون با استقرارش در کائنات آغاز می شود. بدواً اين تعبيير به آگاهی او از فضای کيهانی می انجامد در حد تجسمی از خلقت کبير، از آفرينش مِهينجهانی، که با خويشتن صغير، خودِ کِهينجهانیِ او همساز است. اين مفهوم سنتیِ اِدريسی(هرمتيک) گوشه ای از جهان بينی اسلامی را تشکيل می دهد که بر آن مبنا جهان مرکب است از عالمی کبير و عالمی صغير، که هر يک شامل سه بخش بزرگ است: جسم، نفس و روح. از اين مفهوم دو تعبيير به دست می آيد که هر چند ظاهراً متفاوتند اما ذاتاً يکی هستند. در اولی، خداوند در مقام ظاهر واقعيتِ تجسمِ کل است. از درونِ دوايرِ هم مرکزِ عالم کبير، به ميانجیِ نفسِ همه جا گستر حرکتی به بيرون هست از زمين، در حد مظهر جسمانی، تا به آسمانهای محيط که عرش الهی به شمار می آيد. در دومي منظر مکملة خداوند در مقام باطن حرکتی به درون هست در عالم صغير آدمی، که با وجود جسماني او آغاز می شود و سوی مرکز روحاني اش،«کَنز مخفی» می رود. اين دو نمودار، در عين حال که يکی معکوس ديگری ست، با يکديگر همخواني دارند.[اردلان، نادر. و بختيار، ل. 1380. 11]


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/11ساعت 18:14   M.Karimi  |