BOUTIGHA-ARCHITECTURAL TEORY

معماری و شهر سازی

معماري گوتيك

پيشينه تاريخي

از گذشتههاي دور هميشه اقوام ساكن شمال اروپا و حتي قسمتهاي آسياي غربي براي دست يافتن به كرانه هاي مديترانه دركوچ و مهاجرت بوده اند و اين مهاجرت موجب برخورد و تضاد بين اقوام گوناگون شده است .مهاجرت گوتها از شمال به جنوب موجب تحولات مهمي درتاريخ اروپا گرديد اقوام مختلف شمالي كه به بربرها معروف بودند پس از چند دهه با اسقرار دراروپاي مركزي ( ازقرن هشتم ميلادي به بعد) دولتهاي جديدي به وجود آوردند كه در طي استقرارشان هنر مشخصي پديد آوردند كه متاثر از يونان و روم بود گوتها درهنگام مهاجرت و جابجايي تا مرزهاي شمالي  امپراطوري روم پيش رفتند كه در مواجهه با قدرت امپراطوري روم از نفوذ به آن سرزمين باز ايستادند در طي دوران حكومت امپراطوري روم همواره بين اين دو حكومت و بربرها  (اقوام شمالي) جنگهاي سخت و خونيني در جريان بوده است. در قرن چهارم ميلادي قدرت جديدي از سمت آسيا، اروپا را مورد تاخت و تاز قرار داد اين مهاجمان هونها بودند كه گوتها را تحت فشار قرار داده تا به مرزهاي امپراطوري روم عقب راندند و امپراطوري روم كه خود را در مواجهه با اين خطر ديد به گوتها اجازه داد درقسمتهاي غربي مستقر شوند اما اين وضعيت دوام چنداني نيافت و گوتها سربه شورش برداشتند و درجنگي كه بين آنها و نيروي روم درگرفت امپراطور روم كشته شد و سپاهيانش شكست سختي خوردند . روم سرانجام تسليم شد هونها درادامه نفوذشان به اروپاي غربي و جنوب اروپا گوتها را مجبور نمودند از جنوب ايتاليا گذشته و درجنوب فرانسه مستقر شوند كه درنهايت با فرانكها روبرو شدند تا اينكه در اين دوره امپراطوري فرانكها با نام كارولنژ قدرت را دراختيار گرفت و آرامش نسبي به اروپا بازگشت . پس از نخستين جنگ صليبي در عرصه هاي مختلف در ممالك اروپايي تحولاتي ايجاد شد كه منجر به تثبيت مقام كليسا به عنوان رهبر مردم و ديگر ايجاد وضعيتي مناسب براي برقراري روابط تجاري با شرق گرديد اگر زماني را براي پديد آمدن رومانسك درنظر بگيريم بايد به يك دوره دويست ساله اشاره كنيم يعني سده هاي يازدهم و دوازدهم ميلادي. در معماري رومانسك نكته قابل توجه و تامل احترام و جايگاه ثمره معنوي و مذهبي كليساهاست كه گسترش و اعتلاي معماري رومانسك در اروپا در چهار كشور فرانسه، انگلستان، آلمان و اسپانيا قابل بررسياند.

معماري رومانسك ( رومي وار )

مورخان معماري آن را سبكي في نفسه كامل پنداشته اند و معتقد نيستند كه پيش درآمد ناقصي براي سبك گوتيك باشد ازويژگيهاي سبك رومانسك ميتوان به حجمهاي كليساها از بعد معماري اشاره داشت كه همگي از گروهي از احجام هندسي ساده و بزرگ و با زاويه قائمه نظير مكعب، مكعب مستطيل، استوانه و نيم استوانه تشكيل يافتهاند. بخشهاي اصلي با قراردادن ديوارهاي پشت بند با ستونهاي ريزه درداخل چهارچوبهاي قاب بندي به بخشهاي كوچك‌تر تقسيم شدهاند معماري رومانسك در هر يك از كشورهاي اروپايي داراي ويژگيهاي خاصي بود كه اين ويژگيها موجب شد كه سبكهايي در معماري به وجود بيايد از قبيل :

1-     سبك لومباردي : در قسمت شمالي آلمان عناصر تزييني نظير رديف قوسهاي زير قرنیز لبه بام ـ بالكانه پله پله قوس دار زير شيرواني و گچبريهاي مشخص كننده طبقات برجها و همچنين تاقهاي متقاطع سراسر راهرو هاي جانبي صحن و غيره اشاره كرد.

2-     سبك نورماندي : در مناطق جنوبي آلمان نورمان گفته ميشد كلاهك برجها كه از مختصات بعدي گوتيك هستند.  

3-     سبك توسكان :  در بخشي از ايتاليا آغاز شد : بالكانههاي چندقوسي، سقفهاي چوبي.

4-     سبك آكتين : در جنوب فرانسه، ايجادگنبد روي كليسا ـ و كليساي چوبي.

5-     سبك كلوني : تاق گهواره اي نيم دايره ـ سقف سنگي.

معماري گوتيك در دورهاي متولد و قدم به عرصه هنر گذاشت كه آن را قرون وسطي البته اواخر قرون وسطي و برخي نيز اين دوره را عصر ايمان هم ناميدند پس از جنگها و درگيريهاي پي در پي در اروپاي آن روز و سپس ثباتي كه در معماري رومانسك پديدار شد زمينه براي رشد و اعتلاي معماري مذهبي گوتيك فراهم گرديد اين معماري در اواخر سده دوازدهم ميلادي در ايل دوفرانس فرانسه پديد آمد و تا اواسط قرن شانزدهم ميلادي در اروپا معمول بود اين سبك معماري يادگار دورهاي است كه زندگي اجتماعي مردم دچار تغيير و تحول شده بود و جمعيت روستايي به شهرها روي آوردشهرها از مركزيت معنوي، هنري، سياسي، بازرگاني و اجتماعي برخوردار شده بودند.

مشخصات و ويژگيهايي از دوره اي كه معماري گوتيك در آن پديدار شد :

1-     بارونهاي بزرگ روستاها و ديرهاي بزرگ از استقلالي نسبتاً كامل برخوردار بودند و ستيزههاي ميان ايشان براي دستيابي به امتيازات بيشتر به جنگ دائمي منجر ميشد.

2-     جامعه رومانسك زير نفوذ مردان بود درجامعه گوتيك زنان اهميت تازهاي پيدا كردند در اينجا احترام به زنان از واجبات بود و قانوننامه شواليه گري كه تاثير عظيمي برشكل گيري روابط اجتماعي اواخر سدههاي ميانه داشت. با پرستش مريم از لحاظ معنوي تصويب شد زيراوي بعنوان مادر آسمانها و مسيح و به شكل كليساي مادرهمه فرزندانش را دوست مي داشت مردم در اواخر سده دوازدهم  سراسر سده سيزدهم سرودهايي در وصف وي سرودند تمثالش را درهمه جا نصب كردند و كليساهاي بزرگي ساختند و وقفش كردند و تمثالش را بر روي پرچمها به رزمگاهها بردند بدينن ترتيب حضرت مریم بانوي معنوي شواليهها شد خشكي و سرسختي مضامين رومانسك در تاكيد برداوري اخروي در برابر لطافت گوتيك كه مريم را در بهشت با تاجي كه مسيح برسرش نهاده است نشان ميدهد از پاي در ميآيد.

3-     آنچه باعث تلطيف شيوههاي خشونتبار شد فقط مقام يا كشيش پرستش مريم نبود نفوذ يك انسان برجسته به نام قديس فرانسيس آنسیزي نيز كه مسيح را علاوه برداوري نهايي و بي گذشت منجي معمولي مي دانست كه به ميان انسانهاي مطرود گام نهاده بود كه به تاسيس فرقه ديني توسط قديس فرانسيس انجاميد كه به فرقه فرانسيسيان ناميده شده است. اهميت تاريخي جنبش فرانسيسيان تقويت ايمان مذهبي برانگيختن احساسات مذهبي شهرنشينان و تضعيف قدرت و نفوذ ديرهاي كهن رومانسك در روستاها است.

4-     مشخصه مهم ديگر اين دوره توجه خواص ابتدا به علوم الهي به مركزيت كليساها و كم كم به علوم بطور كلي بود و مي توان منشا اين توجه را جنگهاي صليبي دانست.

5-     دراين زمان پاپ و پادشاه فرانسه در كشتار جنگهاي صليبي همدست شده بودند سازمان تفتيش عقايد نيز دراين زمان پديد آمد و فرقه دوميني كائني (سگهاي خداوند) مشغول ريشه كني و ازبين بردن مرتدان و كافران شدند.

واژه گوتيك منسوب به گوتها اصطلاحي است كه معماران عصر رنسانس به تحقیر به معماري قرون وسطايي اروپا به مركزيت فرانسه اطلاق كردند چون كه هنرمندان رنسانس تكامل هنري خود را در آثار يونان و روم قديم ميدانستند و عدم انطباق با معيارهاي يونان و روم كلاسيك را خوار ميشمردند يكي از منتقدين چنين نوشت در نفرين بر آن كه اين واژه را ابداع كرد اينان به خطا گمان مي كردند كه گوتها مبتكران اين سبك بودند مردمان سده سيزدهم و چهاردهم ميلادي از كليساهاي گوتيك با نامهايی چون دراوپوس مدرنوم) اثر نوين يا « اوپوس فرانسيگنوم » اثر فرانكي ياد كردهاند واژه گوتيك صرفاً براي معماري اطلاق نشده و ليكن چون معماري گوتيك نسبت به ساير هنرها مانند تنديسگري و نقاشي از اهميت بيشتري برخوردار بود به همين خاطر گوتيك را بيشتر مترادف با معماري دانستهاند معماري گوتيك نه بربري  است و نه گوتيكي. بلكه آفريده نبوغ سدههاي ميانه است و به عنوان شيوهاي هنري شايسته مقايسه با هر شيوه و سبك ديگري است . معماري گوتيك در اروپا در طي سده سيزدهم و چهاردهم شكل گرفته شده كه به سه دوره 1- آغازين 
2- پيشرفته، 3- پسين تقسيم شده است.

الف- گوتيك آغازين

در شكل گيري معماري گوتيك دو شخصيت برجسته بسيار موثر بودند يكي از آنها برنار كلرويي و ديگري سوژر رئيس دير سن دني بود برنار كلرويي معتقد بود كه ایمان چيزي عرفاني و اشراقي است نه منطقي و برپالودگي خطوط كناري ـ سادگي شكل و نور تاكيد ميكرد.

كليساي سن دني

سبك گوتيك را يك رئيس دير پايه گذاري كرد كه ضمن پذيرفتن نصايح برنار براي اصلاح ديرش كليساي جديدش را به سبكي ساخت كه از لحاظ شكوهمندي سبك رومانسك را پشت سر ميگذاشت او كه سوژر نام داشت در غياب لوئي هفتم در دومین جنگ صلیبی نائب السلطنه فرانسه شد. نیت سوژر اعتقاد بخشیدن به ادعاهاي شاهان فرانسه نسبت به سرزميني بود كه امروزه فرانسه ميناميم بدينترتيب نقش سياسي سوژر با نقش معماريش يكي بود : پي ريزي يك سرزمين پادشاهي و تجسم بخشيدن به آن از طريق معماري وي در سال 1122 به رياست ديرسن دني منصوب شد و در طي پانزده سال دست اندر كار بازسازي اين دير قديمي بودكه تقريباً 300 سال از عمرش ميگذشت كليساي ديرسن دني يكي از آخرين كليساهاي بزرگ است الهام بخش ساختمان كليساهاي شهرها شد و به عنوان گاهواره هنر گوتيك معروف گرديد در سال 1144 ميلادي لوئي ششم پادشاه فرانسه و اعضاي دربار شاهي و پنج اسقف اعظم همراه با انبوه عظيمي از مردم در شمال پاريس گرد آمدند تا جايگاه خوانندگان آن را وقف كنند اين جايگاه خوانندگان با نمازخانههاي شعاعي و شيشه بندي منقوش اش سرمشق نمونهاي شد كه معماران منطقه حومه پاريس يعني ايل دوفرانس تا پنجاه سال بعد از آن پيروي كردند. شكل (1) و (2)

سوژر درباره اين دير مي گويد ابعاد اصلي اين ساختمان تابع كليساي قديمي بودند ولي آنچه اين سبك جديد را اعلام كرد افزوده ظريف و در خور ستايش درحلقه نمازخانه ها با پنجرههاي تابان بودند.

جايگاه خوانندگان آن داراي طاقهاي جناغی‌اند اين طاق با توجه به وجود قوسهاي متقاطع یا اریب در زير گهوارههاي طاق خيلي آسان شناخته مي شود اين قوسها نقش آرماتور يا ميله مسلح كنندهاي را دارند كه به عنوان چهارچوبي براي استخوانبندي گوتيك ساختمان مورد استفاده قرار ميگيرد وجود شبكه ها با طاق نماهاي نازك بين قوسها و با توجه به اين نكته مي توان از ديگر طاقهاي جناغی يا قوسي باز شناخت كه قطع نظر از فضايي كه بايد طاق زده شود ستيغ تمام قوسها تقريباً دريك سطح قرار ميگيرند و اين همان چيزي است كه معماران دوره رومانسك با آن قوسهاي نيم دايره شان نميتوانستند بدان دست يابند. شكل (3) و (4)

بدين ترتيب انعطاف پذيري امتياز بزرگ طاق  گوتيك است و زدن طاق برروي واحدهاي مختلف الشكل را همچنان كه با سادگي مي توان درچنين نقشه ساختماني ديگر جايگاه خوانندگان به شيوه گوتيك مشاهده كرد ميسر مي گرداند كليساهاي گوتيك حاصل كاربست توامان نظريه و دانش فني بودهاند.

كليساهاي لائون

اين ساختمان درحدود 1160 آغاز گرديد و تقريبا 40 سال بعد ازآن تكميل شد بسياري از ويژگيهاي رومانسك را در خود حفظ كرده است ولي همين ويژگيها را با تدبيرهاي ساختماني جديد گوتيك طاق جناغی و قوس نوكدار درآميخته است جايگاه خوانندگان كمي پس از تكميل كليسا توسعه يافت و نقشه كنوني كه نسبتاً دراز و كمي پس از تكميل كليسا توسعه يافت انتهاي شرقیش چهار گوش است از جمله ويژگيهاي رومانسك آن مربع تقاطع علامت گذاري شده و شبكه بندي هاي آن است كه از يك واحد بزرگ درقسمت صحن بادو مربع كوچك درهر راهروي جانبي تشكيل مي شود. شكل (5)

يكي از ويژگيهاي جديد فضاي داخلي وجود سه دهانه يابار يكه قوسهاي زير رديف پنجره و زير گنبدي است كه فضايي مشابه باريكه بيروني ديوار پوشيده با سقف شيبدار چوبي بالاي بالكانه ها را اشغال مي كند سه دهانه مبين اشتياقي فزاينده به از هم گسيختن و حذف كردن تمام سطوح پيوسته ديواري است نماي چهار بخشي ديوار صحنهاي مختص گوتيك آغازين : قوس بندي صحن بالکانه سه دهانه و رديف پنجره هاي زير گنبد شكل (6) و (7).

تغييرات مهم در طراحي نماي كليسا نيز بخشي از تجربه اندوزيهاي معماري گوتيك آغازين بودند درگاههاي ورودي نيز زير هشتيهاي نگهدارنده قرارگرفته اند و برجها به عنوان اجراي لاينفك حجم كلي ساختمان به شمار رفتهاند. شكل (8)

اين كليسا دوبرج دردوسوي هريك از بازويي ها( فقط دوتا از برجهايش تكميل شدند)


كليساي نوتردام ( پاريس )

اين بنا متعلق به گوتيك آغازين است ولي نيم نگاهي به گوتيك پيشرفته دارد كه درآن فقط كلاهك باريك و ظريف روي مربعي تقاطع خط دراز واقعي سقف را كه از پشت برجهاي حسيم نماي آن روبه رو غرب كشيده شده است قطع مي كند در نقشه اين كليسا ساختماني با مقياس بلند پروازانه و پنج راهرويي مي بينيم كه درآن شيوه بلوك بندي رومانسك با شيوه طاق زني شش بخشي صحن در دوره گوتيك آغازين تركيب شده است بازويي اصلي كوتاه بود و از حد راهروهاي جانبي بيروني فراتر نمي رفت صحن اصلي به شيوه گوتيك آغازين بود و يك سه دهانه به شكل يك رشته نقشهاي گل سرخي داشت اين ساختمان پيش از آنكه تكميل شود دستخوش تغييرات وسيع شد نمازخانه ها را درفضاهاي بين ديوارهاي پشت بند ساختند در سال 1250 برطول بالهاي بازويي افزودند دراين زمان ساختمان صحن كليساي شارتر تكميل شده و بالكانه ها و نماي چهاربخشي ديوارهاي مختص معماري دوره گوتيك آغازين را به عناصري منسوخ تبديل كرده بود. شكل (9) و (10).

رديف پنجرههاي زير گنبدي با پايين آوردن نقشهاي گل سرخي سه دهانه تا حد بالاي بالكانه پايين آورده شدند اين كار به نوبه خود مستلزم پايين تر آوردن سقف بالكانه و از نو طراحي كردن آن بود نماي كليسا نيز همچون فضاي داخليش به نظر ميرسد كه درنقطهاي بين كهنه و نونوسان دارد نماي مزبور كه پس از تكميل نماي لائون آغاز شد به نظر مي رسد كه محافظ كارانه تر و از لحاظ حفظ حضور ديوارش به نماي رومانسك نزديكتر است تا به نماهاي گوتيك پيشرفته. نماي كليساي نوتردام كه كم روزنهتر و منظمتر از نماي كليساي لائون است چنان احساسي از قدرت و پايداری به بيننده القا ميكند كه بيشتر طرحهاي آن روز يا طرحهاي بعدي قادر به القايش نبودند و نيستند ايجاد تعادل سنجيده ميان عناصر عمودي دربرابر عناصر افقي  به حالت ثبات آرامش بخشي رسيده است كه اين نما را به يكي از متقاعد كننده ترين و به يادماندني ترين نماهاي معماري گوتيك مبدل ميكند. شكل (12).

گوتيك پيشرفته

معماري گوتيك در مرحله مترقی باپشت سر گذاشتن تجربههاي بسيار بطور بسيار چشمگيري از معماري شيوه رومانسك و حتي گوتيك  آغزين متمايز گرديد درميانه سده سيزدهم معماري گوتيك  به اوج اعتلاي خود رسيد كليساها مشخص به بلندي و سبكي كم سابقه و باريكي جزرها و نازكي و نوارها كشيدگي برجها و منارهها و تيزي سر منارهها تكرار و تاكيد قائمهاي ساختماني بودند بدان ميزان كه حالت خيزي رو به آسمان يا فضايي محصور آميخته برپيكر كليسا بخشيد و هم علاوه براين سطح ديوارها يشان سراسر شيشه بندي منقوش پوشيده شده بود تا نور بيشتري به فضاي گسترده شبستان بتاباند و نقش برجسته كاري از رديف هياكل كوچك اندام قديسان برقوسهاي مكرر در درگاههاي ورودي و مشبك كاري برسنگ و تزئينات سطحي افزايش يافت و اين همان تحولي بود كه گوتيك  شعاع سان نام گرفت. شكل (13)

از نمونه هاي بارز اين معماري كليساهاي جامع آمين و سنت شاپل در پاريس است كه دو عنصر مهم معماري گوتيك به شيوهاي بارز در آنها به كار گرفته شده. نخست : عنصر ساختماني كه عبارت است از جزرهاي پشت بند توام با پشت بندهاي معلق (شمعهاي شمشيري) برپا شده در هر دو جانب بيروني پيكر اصلي كليسا براي پايداري دربرابر رانش سقف بسيار بلند و استحكام بخشيدن به بدنه نازك و سبك ديوارها دومين حالت : عنصر تزئيني كه عبارت است از گستردگي شيشه بند منقوش درونخانه است

كليساي شارتر

در روز 10 ژوئن 1194 آتش سوزي بزرگي شهر شارتر را ويران كرد كليساي اين شهر به جز سرداب برجهاي غربي سردرشاهي بين آنها يكبار ديگر ويران شد كليساي جديد بلافاصله آغاز شد اين كليساي جديد شارتر را معمولا نخستين نمونه ساختمانهاي گوتيك  پيشرفته و نخستين كليسايي مي دانند كه استفاده از پشت بندهاي معلق يا بازويي در آن پيش بيني شده بود. شكل (14)

پشت بند معلق اين تدبير ساختمانهاي بي نهايت مفيد و مشخص كننده گوتيك  بنظر مي رسد كه در سال 1180 براي حائل بندي ديوارهاي صحن كليساي نوتردام پاريس و كمي پس از آن براي كليساي لائون مورد استفاده قرار گرفته باشد .

برش عرضي كليساي مزبور نشان مي دهدكه پشت بند معلق چگونه به طاقهاي پاييني راهروي جانبي و بالكانههاي ميرسد و مستقيما نقاطي به ديوارهاي صحن متصل ميشود كه طاقها بيشترين نيروي پيشرانه خود را وارد مي آورند از روشهاي مشابه اين براي تقويت ديوارهاي صحنهاي طاقدار در معماري رومانسك استفاده شده بود ولي در آنجا پشت بندها در زير سقف راهروي جانبي از نظر پنهان مي ماندند اما دراين جا به گونهاي در معرض ديد قرار داده شدهاند كه يا به عنوان ناشيگري در معماري محكوم شدهاند يا بعنوان صداقت در ساختمان سازي مورد ستايش واقع شدهاند. شكل (15)

طاق جديد گوتيك پيشرفته كه در مقايسه با اسلاف گوتيك  آغاز بينش محوطه نسبتا كوچكتري را اشغال مي كرد وحائل بندیش آسانتر بود فقط چهار قاب دارد. شكل (16) و (17)

پيوستگي و جريان ارگانيك فضاي داخل در شيوه گوتيك پيشرفته با طرح تازهاي كه به ديوار جديد صحن داده شد و درنتيجه نور بيشتري از طريق رديف پنجره هاي بزرگتر شده زير طاق به درون صحن راه مي يافت با تاكيد بيشتري در معرض ديد بينندگان قرار گرفت استفاده از پشت بندهاي بازويي حذف بالكانه خطابه را از بالاي راهروي جانبي ميسر ساخت اين بالكانه در سبكهاي رومانسك و گوتيك آغازين تاحدودي نقش حايل نگهدارنده صحن را ايفا ميكرد در ديوار سه بخشي و جديد گوتيك پيشرفته مركب از يك رديف قوس سه دهانه و رديف پنجره هاي زير طاقي برپنجره هاي بزرگ زير طاقي تاكيد مي شود ارتفاع پنجره هاي كليساي شارتر درست به اندازه ارتفاع قوسهاي اصلي است. شكل (18)

فضاهاي دروني برخي از كليساهاي دوره گوتيك پيشرفته عليرغم افزايش چشمگير ابعاد پنجرههاي زير طاقي شان نسبتا تاريكند و اين بيشتر معلول رنگي بودن شيشههاي پنجرههاي مزبور است كه جلوي نور را مي گيرد در كليساي شارتر تقريبا تمامي شيشههاي رنگي اوليه آن حفظ شده است و رنگي بودن اين شيشهها گرچه باعث تاريكتر شدن فضاي داخلي ميشود نور رنگين زيباييها به درون ميتاباند كه اين كليسارا به كليساي محبوب عاشقان معماري گوتيك  مبدل كرده است .


كليساي آمين

شيوه كليساي شارتر با ظريفكاري بسي شكوهمندتري دنبال مي شود نماي كليسا كه دراثر بلند و كوتاه بودن برجها تا اندازه اي بد شكل شده است برج كوتاهتر به سده چهاردهم و برج بلندتر به سدذه پانزدهم مربوط مي شود همزمان با ساختمان صحن كليسا 1220 آغاز شد. شكل (19)

به نظر ميرسد كه بخشهاي پاييني آن از لحاظ فاصله گذاري ميان ميان سردرهاي قيفي شكل و شيرواني دارش تحت تاثير نماي كليساي لائون ساخته شدهاند سردرهاي كليساي آمين برخلاف سردرهاي كليساي لائون از سطح نما بيرون نزده اند بلكه از پشت سطح جبهه محدود به ديوارهاي پشت بند ساختمان عقب نشستهاند از طرف ديگر بخشهاي بالايي نما بنظر ميرسد كه تحت تاثير كليساي نوتردام پاريس ساخته شدهاند و پنجره نقش گلسرخي (با نقش و نگار متعلق به سده پانزدهم بالاي (بالكانه شاه) و بين پنجرههاي دو قوسي در برجها گذاشته شدهاند ولي نماي كليساي آمين از لحاظ سرشاری و بغرنجي تزئينات سطحش از مدلهاي ظاهري خود فراتر مي رود نماي اين كليسا عليرغم پيچيدگي و ظرافت تزئيني اش عظمت ساختماني خود را حفظ مي كند و يكي از نخستين نماهايي است كه به طور كامل با ساختمان پشتش همپيوندي دارد اين سردرهاي گشاد از لحاظ پهنا و جاگذاري به صحن و راهروهاي جانبي شباهت دارند نماي سه بخشي آن هرچند با ابعادي نسبتاً متفاوت بازتابي از نماي سه بخشي ديوار صحن است و پنجره نقش گلسرخي بر رديف پنجرههاي زير طاقي منطبق است نقشه ساختماني كليساي آمين همانند نماي آن نمونهاي از سبك گوتيك پيشرفته پر عظمت است اين نقشه از كليساي شارتر برگرفته شده و احتمالاً ابعادي ظريفتر از آن نيز دارد بازتابي از كاربرد شكيبايي و مطمئنانه واژگان ساختماني كامل گوتيك  به شمار ميرود. شكل (20)

1-     شيوه بلوك بندي چهارگوش 2- طاق جناغي چهار قابي 3- شبكه پشت بندهايي كه تجزيه تقريباً كامل احجام سنگين و ديوارهاي حايل ضخيم رومانسك را ميسر ميگرداند آنچه از ديوارها باقيمانده همچون پوستي بين جزرها كشيده شده است و به نظر ميرسد كه نقشي جز تامين يك پرده عايق هوا براي فضاي داخل نداشته باشد. شكل (21)

طاقهاي جايگاه خوانندگان چنانچه مستقيما از زير  مشاهده شوند مانند آسمانه اي به نظر ميرسند كه همچون سقف چادر از تيركهاي دسته دسته شده آويخته شده باشند نوري سيلوار از پنجرههاي زير طاق به درون ميتابد باعث بلندتر نماياندن طاق ميشود و در همان حال خطوط كراني ساختمان را محو ميكند نتيجه چيزي خيالي است و ساختمان بزرگ ديگري را در نظر ميآورد  كه سراپا با كليساي آمين تفاوت دارد و نور در آن نقش مشابهي بازي ميكند يعني ساختمان اياصوفيه در قسطنطنيه نه فقط حجم مادي ساختمان در اثر بلوغ و جسارت نوآورانه ساختماني كاهش مييابد بلكه آنچه برجاي ميماند از لحاظ بصري بوسيله نور حالتي غيرمادي پيدا ميكند. شكل (22)

فلسفه وجود پروردگار را به اتكاي استدلال ثابت مي كند تجربه تخيل سعادت آميز دليلي رمزگونه در اختيار انسان مومن قرار دارد مانند تجربه دانته در بهشت به هنگامي كه شيفتهوار به درون قلب نور و قلب سكوت مي نگريست. ساختمان كليساي آمين پافشاري بر يك نظم و وحدتي است كه از اجزاي كاملاً متمايز و داراي روابط روشن پديد آمده است در اين وحدت فيلسوف بر هماهنگي منطقي و معمار بر پيوستگي ساختماني تاكيد ميكند كمال مطلوب آن است كه نظم مزبور به كاملترين درجه برسد.  

سبك مشعشع

از دل سبك با شكوه نيمه نخست سده سيزدهم دوره اي آميخته با ظرافتكار براي بزرگ پديد آمد كه سبك مشعشع ناميده مي شود اين سبك بر نيمه دوم سده سيزدهم مسلط بود كه نمونه زيبا و متمايز كننده سبك مشعشع نوين كليساي سنت شاپل در پاريس است

كليساي سنت شاپل

اين بنا در شهر پاريس قرار دارد و درابتدا قرار بود كه به كاخ شاهي متصل شود و محل دفن يكسري از مسيحيهاي كشته د جنگهاي صليبي باشدچون اصلاً سبك مشعشع مرتبط با دربار لوئي هفتم بود. شكل (23) و (24)

در ساختمان سنت شاپل تحليل رفتن ديوار كوچك شدن بدنه ستونها تا نقطه اي تداوم يافته است كه بيش از سه چهارم كل بنا را شيشه منقوش تشكيل ميدهد عناصر نگهدارنده را آنچنان كم حجم و كوچك كردهاند كه به نظر ميرسد به عنوان جرز مياني پنجرههاي بزرگ به ابعاد 5/14 تا 5/4 متر از يكديگر جدا كرده است. اين پنجرهها در آن زمان بزرگترين پنجرههاي طراحي شده بودند هنوز از شيشههاي منقوش به رنگ گلسرخ و بنفش باقيمانده است در كليساي مزبور تاكيد برنازكي و ظرافت هرچه بيشتر عناصر معماري و نمايش خطي بطور كلي با رنگ آميزي دلپسند و كنده كاري ظريف جزئيات است.  


گوتيك پسين

در اوائل سده چهاردهم پيكرتراشي ساختماني و جدي سردرهاي سبك گوتيك پيشرفته جايش را به سبكي درباري داد كه از فرشته كليساي رنس (شکل 25) برگرفته شده بود نمونه كاملاً پالوده اين فرشته را ميتوان در پيكر مريم عذراي پاريس دركليساي نوتردام پاريس مشاهده كرد (شکل 26) ايستايي خمدار يا انحناي آرام اين پيكره همراه با تاكيد ناشي از تاهاي ردايش كه تا زير پاهاي كوئدكبه يكديگر نزديكر مي شوند از زيبايي و ظرافت شيوه داري برخوردار است كه پيكرتراشي گوتيك  آغازين را بطور كلي متمايز خواهد ساخت اين همان انحناي s شكل مشهور گوتيك پسين است كه بارها وبارها در سدههاي چهاردهم و پانزدهم با آن روبرو ميشويم گذار از معماري مشعشع به گوتيك  پسين يا شعاع آسا به علت نقش و نگار هاي نوك تيزش چنين ناميده شد در سده چهاردهم به وقوع پيوست اين سبك در اواخر سده پانزدهم به اوج شكوفايي رسيد اين دوره از دورههاي دشوار در تاريخ فرانسه عصر شاهان بود جنگهاي طولاني عليه انگلستان و بورگوندي نيروي اقتصادي و فرهنگي اين سرزمين را تحليل  برد و برنامه هاي ساختماني در قلمرو پادشاهي فرانسه يا متوقف شدند يا آغاز نشدند و بدين ترتيب سبك جديد حاصلخيزترين زمينها را براي رشد خويش در خارج از ايل دوفرانس يافت سرزمين نورماندي مخصوصا سرشار از آثار معماري به سبك شعله آسا است و وجود پيوندهاي نزديك ميان نورماندي انگلستان نشان ميدهد كه مكتب انگليسي ـ نورماندي معماري تزيين يافته به احتمال زياد تاثير بسياري در تكامل سبك شعله آسا داشته است.

كليساي سن مالكو

در روان پايتخت نورماندي نمايي بسيار متفاوت با نماهاي كليساهاي سده سيزدهم دارد كليساي سن مالكو با درازايي نزديك به 54 متر و از تفاعي نزديك به 5/22 متر در مقايسه با كليساهاي بزرگ تقريباً كوچك است پنج سر در كه دوتايشان مسدود هستند با يك قوس به سمت بيرون انحنا پيدا ميكند و بربالاي هر كدامشان يك سرپناه سه گوش سوراخ سوراخ ساخته شده است كه درونش با نقش و نگارهاي پر پيچ و خم و سيگمونه شعله آسا پرشده است بالكانه هاي سوراخ سوراخ قوس بنديهاي تارعنكبوتي با شيب آرامي به واحد يا بلوك مركزي مي رسند و از پشت سرپناهاي سه گوش پشت نما ادامه مي يابند روي هم افتادن تمام عناصر و سوراخ سوراخ بودنشان باعث آشفتگي خطوط سشاختماني مي شود و مناظره پيچيده گيج كننده اي پديد مي آورد بااين حال ديكر چندان راهي تا رنسانس نمانده است و سرزمين فرانسه به فاصله يك يا دونسل پس از ساخته شدن كليساي سن ماكلو سبك كلاسيك جديدي را از ايتاليا اقتباس خواهد كرد. (شکل 27)

گوتيك  غيرفرانسوي

حدود 1269 بود كه رئيس يك دير آلماني معمار ماهري را كه تازه از شهر پاريس آمده بود استخدام كرد كليساي ديرش را بازسازي كند معمار كليسا را به شيوه فرانكي يعني به شيوه گوتيك ايل دو فرانس از نو ساخت. انتشار سبك گوتيك فرانسوي مدتها پيش از اين آغاز شده بود ولي اين سبك جديد فقط در نيمه دوم سده سيزدهم بود كه بر سبكهاي ديگر چيره شد و معماري اروپايي به طرق بسيار گوناگون به سبك گوتيك  روي آورد از آنجا كه سنتهاي رومانسك كهن در نقاط بسيار به حيات خويش ادامه مي داد هر منطقه اي ضمن وصلت دادن رومانسك محلي خويش با سبك جديد شيوه خاص خودش را در معماري گوتيك پي ريزي كرد.

انگلستان

ويژگيهاي معماري گوتيك انگلستان به طرز تحسين آميزي در كليساي سالزبري (شکل 28 و 29)  تجسم يافته اند محل ساختمان آن دريك پارك يا زمين محصور درچمنزارها و درختزارهاي دولتي تضادي چشمگير با كليساهاي واقع در سرزمين اصلي اروپا دارد زيرا در آنجا خانههاي شهرنشينان تنگ هم دورتا دور كليسا را گرفتهاند نماي غربال مانند بسي از آنچه هست فراتر ميرود و بر نماي داخل كليسا منطبق نيست اين كليسا با آن برجهاي كوتاه جرزهاي افقي تورفتگيها و سردرهاي كوچك ورودي به طرز موكدي با نماهاي دو كليساي پاريس يا آمين تفاوت دارد تاكيد معمار اين كليسا بر برج بزرگ مربع تقاطع نيز كه بر نيمرخ سياه مسلط است با آن دو تفاوت دارد ارتفاع كليساي سالزبري در مقايسه با ارتفاع كليساي تقريبا همزمان آمين درحد ميانه قرار دارد و چون ارتفاع در ساختمان سازي انگليسي يك عامل سرنوشت ساز نيست از پشت بند معلق با بازويي نيز با احتياط آن هم به عنوان يك حائل محكم نه به عنوان بخش لاينفكي از آرماتوربندي قوسها استفاده شده است نماي بيروني ساختمان اگر بخاطر عناصر نوك تيزش نبود بيشتر به شكل يك ساختمان گوتيك منسوب به شيوه رومانسك افزايشي يعني اگر بپذيريم گوتيك با عنواني صرفاً فرانسوي شباهت پيدا ميكرد. نقشه دراز و راست خطي كليساي سالزبري ( شکل 29) نيز با بازويي دوگانه و انتهاي شرقي پهن ترش كه از ويژگيهاي كليساهاي سيسترسيان بود و از دوره رومانسيك به بعد در انگلستان مورد توجه بود بهمان اندازه برجسته است فضاي داخل اين كليسا (شکل 30) با آنكه از لحاظ نماي قائم سه طبقه قوسهاي نوك تيز و طاقهاي جناغيش و جرزهاي مركبش گوتيك به شمار ميرود تفاوتهاي چشمگيري با گوتيك فرانسوي دارد جرز ديوار و عناصر طاق در سده چهاردهم دم به دم بغرنجتر و تزييني تر ميشوند گوتيك انگليسي آن دوره را با واژه تزيين بافته توصيف كردهاند.

كليساي گلاستر

(شکل 31) كه نزديك به صد سال پس از كليساي سالزبري ساخته شده گذار از سبك تزيين بافته به آخرين سبك گوتيك انگليسي يعني سبك عمودي را مجسم مي سازد انتهاي شرقي پهن كليساي گلاستر به يك پنجره بزرگ ختم ممي شود كه به چندين رديف پنجره افقي همشكل و هم اندازه تقسيم شده است و نماي غربال مانند كليساي سالزبري را به ياد ميآورد ليكن در ديوار صحن كليسا ديگر اثري ار تاكيدهاي شديد و افقي سالزبري مانند عناصر عمودي ديوار يا ستونكهايي كه يكراست از كف تا طاق كشيده شدهاند و كل نماي قائم ديوار را به وحدتي روان هدايت ميكنند برجا نمانده است رگههاي طاق كه تعدادشان بلافاصله پس از ساخته شدن كليساي سالزبري چندبرابر شده بود اين طاق ديگر يك طاق جناغي نيست بلكه طاق گهواره اي پيوسته اي با تزئينات كاربردي است اوج تكامل سبك عمودي انگليسي را مي توان در طاق نمازخانه هنري VII ديد كه وستمينستر ابي متصل است و در بيست سال اول سده شانزدهم ساخته شد حركت خطي رگهها به گونهاي گل و بته دوزي معماري تبديل شده است كه بدرون شكلهاي طاق پنكهاي كشيده شده باشند اين نمازخانهها بازتابي از فرو غلتيدن تدريجي گوتيك ساختماني در مغاك خيال پردازي است و خطوط اصلي اش از فشار هر وظيفه اي خلاصي يافته اند تا پس از تكثير متنوع شدن و شكوفا گشتن به عرصه زيبايي و فنون تئاتري گام نهند.

آلمان

معماري آلمان تا سده سيزدهم بطرز محافظه كارانهاي رومانسك بود نقشه ساختماني و ديوار بندي كليساهاي آلماني شامل شيوه آشناي كليساي دوبازويي رايج درمنطقه راين يا برجهايي در دو سوي بازوييها مي شود و يگانه خصيصه گوتيك در بسياري از كليساهاي مزبور طاق جناغي است كه آنهم با ديورهاي سنگي حجيمي پشت بندي شده است.  

كليساي كلوني

اما در اواسط اين سده تاثير معماري فرانسوي شديدا احساس شد و جايگاه بزرگ خوانندگان كليساي كلوني به ارتفاع 45 متر (شکل 32) تفسير ماهرانه و پرتواني از كليساي آمين است طرحي كه احتمالا ريشه فرانسوي دارد و با استقبال فراوان مواجه شد و در آلمان نيز تكميل گرديد.

كلستاي كولوني داراي يكي از طولاني ترين پرونده هاي ساختماني است اين كليسا كه در 1248 آغاز شد بي آنكه صحني داشته باشد فقط با يك انتهاي  شرقي بازويي و بخشهاي پاييني برجهاي نما پس از نزديك به پانصد سال تكميل شد تاكيد اين كليسا برعناصر عمودي احساس حركت بالارونده خوف انگيزي با نيرو و شدت خارق العاده در بيننده ايجاد ميكند اين ساختمان به گياهي ميماند كه رو به آسمان شاخه دوانده باشد و بخشهاي دندانه دندانه بالاروندهاش با آسمان دست به گريبان شده اند و نقش و نگار  سوراخ سوراخ و پشت نماي كلاهكهاي آن به فضاي كيهاني پيوستهاند.  

كليساي سنت اليزابت

از نخستين و موفق ترين نمونههاي اين نوع كليساي سنت اليزلبت در ماربورگ (شکلهاي 33 و 34 و 35) است كه درفاصله سالهاي 1233و1283 ساخته شد . در نماي بيروني كليساي سنت اليزابت  اثري از آنهمه پشت بندهاي معلق دور تادور انتهاي شرقي كليساهاي گوتيك فرانسوي بچشم نمي خورد و تا اندازهاي عاري از تزيين به نظر ميرسد ليكن فضاي داخل كليسا (شکل 35) كه نور بيرون از شيشههاي دو رديف پنجره قديس داخل ميشود و آن را روشن مي كند يكنواخت تر و روانتر پهن تر و يكپارچه تر از فضاي داخلي ديگر كليساهاي گوتيك است.  

ايتاليا

تعداد اندكي از معماران ايتاليايي سبك گوتيك شمالي را پذيرفتند و اين سوال مطرح شده است كه آيا مي توان ساختمانهايي چون كليساي فلورانس (شکلهای 36 و 37 و 38) را ساختمانهاي گوتيك ناميد يا خير اين كليسا چنان بزرگ بود كه به نظر آلبرتي سايه اش تمام توسكان را ميپوشانيد كوچكترين تشابهي به كليساي گوتيك ندارد بسياري از مختصات سبك گوتيك در اين كليسا ديده نميشوند اثري از پشتبندهاي معلق و پنجرههاي پرشكوه زير گنبدي نيست و روي ديوارها فقط در نقاط پراكندهاي پنجرههاي روزنه مانند كوچكي تعبيه شدهاند. صرف نظر از يك پنجره قوس جناغي و پوشيده بودن صحن كليسا با طاقهاي جناغي عناصر بسيار اندكي مي توان يافت كه اين ساختمان را ساختماني گوتيك گردانند شكاف بزرگي كه اين كليساي بزرگ ايتاليايي را از برادرزاده هاي خود در اروپاي شمالي متمايز مي سازد زماني چشمگير مي شود كه آن را با كليساي آلماني معرف سبك گوتيك پيشرفته يعني كليساي كولوني مقايسه كنيم. (شکل 32)

كليساي فلورانس

كليساي فلورانس به زمين چسبيده است و تمايلي به برجهيدن ارتفاعات زياد ندارد حدود حجمهاي ساده هندسي آشكارامشخص شده است و تمايلي به درهم آميختن با درآميختن با آسمان در آنها ديده نمي شود گنبد با آنكه ممكن است به نظر برسد كه به علت برش قوس جناغياش رو به بالا سير ميكند سابقه نيمرخ تند و مسدودي دارد كه آن را با تاكيد هرچه بيشتري بر زمينه آسمان آبي پشت سرش نقش مي زند اما چون اين گنبد بناي يادبودي است كه مورخان معماري غالبا با استفاده از آن دوره رنسانس را معرفي مي كنند. شكل (36)

برج ناقوس كليساي فلورانس توسط جوتري نقاش طراحي شد و با مختصر تغييراتي پس از مرگش تكميل شد به شيوه ايتاليايي جدا از كليسا قرار گرفته است به بيان درست تر برج مزبور ميتوانست در هر جاي فلورانس قرار گيرد بي آنكه پرت بنظر برسد اين برج از پايه مستقل است ولي اين سخن را به ندرت مي توان درباره برجهاي كليساي كولوني به زبان آورد برجهاي مزبور جزو عناصر ضرور ساختمان پشت سرشان هستند و جدا كردن يكي از آنها و قراردادنش درجايي ديگر غير قابل تصور است هاينريش وولفلين اين گونه ساختمانها را به شعله اي تشبيه كرده است كه حتي يك زبانه اش را نمي توان از آن جدا كرد اين گفته درباره تمام بخشهاي ساختمان از بزرگترين تا كوچكترين جزيياتش صادق است به نظر نمي رسد كه هيچ عنصر تنهايي بتواند مستقلا به حياتش ادامه دهد زيبايي اين ساختمان ازنوع زيبايي صوري نيست بلكه از نوع زيبايي بي شكل است زيبايي است كه با دل سخن ميگويد نه با عقل اما براستي چه تفاوتي هست ميان اين ساختمان و برج ناقوس ايتاليايي با تقسيم بندي ظريفي به چندين طبقه مكعبوار تقسيم شده است و مجموعهاي از بخشهاي كاملاً مجزاي آن بشمار ميرود. برج ناقوس جوتو در مقايسه با برجهاي كليساهاي شمال اروپا حالتي سرد و منطقي دارد كه عقل آدمي را بيش از عوا طفش بخود جلب مي كند از نقشه ساختماني كليساي فلورانس (شکل 37) چنين برمي آيد كه صحن آن بعدها برمربع تقاطع افزوده شده است مربع تقاطع در اواسط سده چهاردهم از نوطراحي شد تابرفضاي داخلي كليسا افزوده شود محوطه زير گنبد درشكل كنونيش نقطه كانوني اين طرح بشمار مي رود و همچنانكه پل فرانكل گفته است صحن كليسا همچون آغاز تدريجي (آهنگ) با آكوردهاي آرام براي رسيدن به هدفي بيكرانه به نقطه مزبور مي پيوندند در نظر بيننده اي كه از سمت شمال بنگرد صحن مزبور همانند نقشه كليسا عجيب مي نمايد اين صحن دراروپاي شمالي نيز قرينه اي ندارد ابعاد كليساي  فلورانس تقريبا با ابعاد كليساي آمين يكي است ولي تشابه دو كليسا به همين جا پايان مي گيرد عمق بلوك بندي صحن كليساي فلورانس (شکل 38) سه برابر عمق بلوك بندي صحن كليساي آمين است قوسهاي عريض اين امكان را به وجود آوردهاند كه راهروهاي جانبي جزيي از صحن مركزي بشوند در نتيجه فضاي داخل كليسا از لحاظ گنجايش بي مانند شده است. نماي كليساي فلورانس تا سده نوزدهم تكميل نشده بود و دراين زمان كه تكميل شد تفاوت بسيار با آنچه در آغاز بود پيدا كرد اين نما كه تكميل بسياري از اجراي خود را مديون تقليد از پارهاي روشهاي تزييني گوتيك فرانسوي است مخصوصاً در چهر سر منارهاي كه نماي مزبور را به سه بلوك تقسيم كردهاند.

كليساي ميلان

از دوره رومانسك به بعد تاثيرات ناشي از اروپاي شمالي در لومبارد با شدتي به مراتب بيشتر ازايتالياي مركزي احساس شده بود وقتي شهروندان ميلان در 1386 تصميم به ساختن كليساي خاصي براي خودشان گرفتند (شکل 39) نه فقط كارشناسان ايتاليايي بلكه كارشناسان فرانسوي آلماني و انگليسي را نيز دعوت و از ايشان نظرخواهي كردند اين كارشناسان احتمالاً استدلال خامي را درباره قدرت پيها و تركيب بندي و كفايت جرزها و طاقها كاربست نظريه هندسي راستين در تدوين نقشه ساختماني و نماي قائم با خود به ايتاليا آوردهاند نتيجه حد وسط يا مصالحهاي تازه بود تناسبهاي اين كليسا مخصوصا تناسبي صحن ايتاليايي (يعني عريض درمقايسه با ارتفاع) و تزئينات و جزئيات سطح گوتيك  شدند. طرح كليساي ميلان از تازگي افتاده بود نماي باشكوه اين كليسا مظهري از درآميختگي آشفته عناصر گوتيك پسين با عناصر كلاسيك است و درمقام نماد روال سبك گوتيك برپامانده است. كليساهاي شهرهاي دوره گوتيك يادمانهايي از غرور شهري مردم به شمار ميرفتند و به همان اندازه  درمقام معبدها يا نمادهاي دنياي معنوي با طبيعي خود نمايي مي كردند .

كاخ سينا

كاخ مردم در سينا (شکل 40) رقيب مغرور سياسي و تجاري فلورانس حتماً ستايش شهروندان سينا و بازديدكنندگان بيگانه را برميانگيخته است و روي احترام به قدرت و موفقيت شهر را در ايشان ميدميده است طرح اين ساختمان كه درمقايسه با طرح بيشتر ساختمانهاي مشابه و همدوره اش به مراتب متقارن تر است دريك طرفش برج رفيعي دارد كه همراه بابرج ناقوس كليساي فلورانس يكي از نخستين برجهاي ناقوس در ايتاليا به شمار ميرود اين برج درحكم برج ديده‌باني براي شهر و روستاهاي اطرافش بعنوان برج ناقوسي مورد استفاده قرار ميگرفت كه انواع علائم خبري از آنجا به صدا درميآمد و به گوش مردم رسانده ميشد. برج بلند كه از تيررس بسياري از پرتابهها خارج بود با ايجاد بالكانههايي كنگرهدار و مزغل دار كه بر روي سر تيرهاي فوقاني دورتادور اين بنا ساخته ميشد تا امكان دفاع از محوطه قاعده برج را فراهم آورد داراي نيروي حفاظتي بيشتري ميشد.

كاخ دوگاله

معماري كاخ دوگاله (شکل 41) مقردولت جمهوري و نيز اين كاخ كه پرشكوهترين ساختمان عمومي در ايتالياي سده هاي ميانه است بنظر مي رسد كه هر گذرنده اي را به درون خود فرا ميخواند و كسي را از خود نميراند ستونهاي كوتاه و سنگين طبقه نخست در رديفي شكوهمندانه قوسهاي تخت كوتاه رابرروي خود نگه داسشته اند و بقدركافي براي تحمل سنگيني بخشهاي فوقاني ساختمان قدرت دارند هر طبقه از طبقه پايين بلندتر است و ارتفاع بالاترين طبقه به اندازه ارتفاع دوقوس بندي زيرين برروي هم است بااينحال قسمت بالاي ساختمان سنگين به نظرذ نمي رسند و اين تا اندازه اي معلول فقدان كامل بلوك بندي در طبقه بالا و تا اندازه اي نقش و نگار ظريف مرمرهاي كرم و قرمز رنگ ديوارهاي آن است كه ظاهري به نازكي كاغذ به آنها داده است كاخ دوگالبه نمونه عظيمي ازيك ساختمان شاد ودلرباي دوره گوتيك پسين است سبك گوتيك ونيزي كه ظاهري رنگارنگ تزئيني سبك و نازك دارد و هيچ گاه بارش سنگين نيست بطور مطلوبي براي اين شهر درياچه اي كه بين آب و هوا شناور است مناسبت دارد .
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/08ساعت 20:52  توسط مرتضی  |